X
تبلیغات
رایتل

محله ما

اجتماعی

ساری , ساری . . .

چهارشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1390 19:37 نویسنده: حسین نظرات: 1 نظر چاپ

بجز زمان و مکان که باعث میشوند آدمی کسانی را بخاطر بیاورد بعضی چیزهایی هم هستند که گویی با کسانی عجین شده اند که با دیدن و یا شنیدنشان یاد شان بیفتی که در مورد خودم باید بگویم همیشه دیدن پودر لباسشویی که مادر بزرگ برایش فرق نمیکرد که چه نامی و مارکی داشته باشند فاب بود و البته آنهم تنها تاید را که ادایش برایش سخت بود رنگش را ساری ( زرد به زبان آذری ) میگفت قبول داشت و دیگری نوشابه های گازدار بودند که باز تمامی برایش لیمو ناد بودند و تنها کانادا درای که حلال بود وارد خانه ما میشد که طبیعتا به خاطر سختی نامش نام آنهم ساری بود و مورد سوم باطری بود که آنهم نامش پیل بود.وقتی برای خرید باطری قلمی برای چراغ قوه من میرفتیم مغاذه آقای ماهرو خرازی محل اوایل که تنها باطری ری او واک میفروخت مشکلی نداشتیم ,ولی بعدها که گربه نشان به بازار آمد و گویی با محاسبه مادر بزرگ رادیوی ترانزیستوری زودتر آنرا خالی کرده بود جنس خوبی نداشت از آن به بعد ساری سومی هم به لیست ما اضافه شد امروز وقتی فکر میکنم اگر بود که ایکاش بود اگر با لوفت هانزای آلمان بدیدنم میامد به هواپیما که طیاره میگفت و همیشه هم توضیح میداد که نام اولیه اش در زمان جنگ ایری پالان بوده ,باری حتما موقع بازگشت میگفت بالا ساری طیاره نین بلیطینی آل ( بلیط هواپیمای زرد را بخر ) و چهارمین ساری هم حال داشتیم.  

 پینوشت : 

 1 /وقتی دنبال تصویری برای این نوشته میگشتم به عکس بالا که مربوط میشود به سال 1955 بر خوردم که حتما سوفیا لورن را در عکس شناختید خلاصه دلم گرفت که شصت سال پیش فروشنده کالا برای اینکه محصولش را به بازار ما وارد کند به پلاکارد فارسی آنهم اندیشیده که در روزگار خوش گذشته در بروشورهای تمام محصولات وارده صفحه ایی هم فارسی بود ولی حالا متاسفانه سالهاست حتی از کالاهای ترک که جملگی چند خطی عربی دارند تا پاکت کاغذی مک دونالد و . . . حتی واژه ایی فارسی موجود نمیباشد . 

 

 2/کسانی که علاقه به نوستالژیها و کار عکاسان بزرگ جهان دارند میتوانند 60 سال زندگی سوفیا لورن از آغاز تا به امروز را در اینجا ببینید 

 

 3/این ساری را هم اینجا گوش کنید http://youtu.be/2hQtH6RzgmU